پسر گل من اينروزها كارهايي ميكنه كه دل من و باباييشو آب ميكنه.
وقتي براش ادا در مياريم كلي ميخنده 
وقتي باهاش حرف ميزنيم انگار ميفهمه چي ميگيم،عكس العمل نشون ميده با آقوون،آآآآآآووووو و ...جوابمونو ميده
وقتي براش پي *ام*سي ميزارم بادقت نگاه ميكنه واز شادي محكم پاهاشو ميكوبه به كرير طوريكه ميخواد بال در بياره
كاملا متوجه ميشه وقتي تصميم داريم بريم بيرون يا پوشكشو عوض ميكنم 
وقتي براش لالايي ميخونيم احساس آرامش پيدا ميكنه
وقتی شیر میخوره دستشو روی دستم میذاره
وقتی بابایی بغلش میکنه پاشو میندازه رو دست بابایی
حسابی زبون درازی رو یادگرفته
با جقجقه هاش آشناست .
كاملا به دوطرف ش بر ميگرده.
دستهاشو كه ميگيريم خيز برميداره.
آب و حموم رفتنو دوست داره.
موهاي نوزاديش داره ميريزه(پسرم داره بـــــــــــزرگ ميشه)
به دستاش با تعجب نگاه ميكنه و بعد ميندازه دهنش.
جديدا پدر صورت و ابرو دماغشو در مياره.
قطره آ+د راحت ميخوره اما مولتي ويتامين اصلا دوست نداره(با اين وجود از دادنش امتناع نكردم،يعني يك قطره را الان و دومي رو نيم ساعت بعد ميدادم كه گفتن اين طرز دادن قطره اشتباست و همون قطره آ+د را ادامه بده.ناگفته نمونه كه بابايي نزديك به 6نوع قطره مولتي ويتامين از كارخونه هاي متفاوت گرفت اما.../قطره مولتي ويتاميت خارجي حاوي آهن هست كه الان براي يزدان زوده.دكترش گفت با مقداري آب مخلوط كنيد راستش من ترسيدم.)
از وقتي وارد دوماهگي شده دفعات پي پي ش كم شده ،بعضي روزها اصلا پي پي نميكنه كه دكترش گفته تا 7 روز هم ممكنه پي پي نكنه و طبيعيه.
بعد از هر وعده شير خوردن آروقشوميگيرم جز بعضي شبها كه توي خواب اروق نميزنه (كه همون روز يزدان دچار دل درد ميشه.)
پسر گل من،ثمره زندگي من عاشقانه دوستت داريم و براي خوشبخي و رفاه ت تلاش ميكنيم.
اينم چندتا عكس از پسر طلا/اين عكسا تا فردا ظهر حذف ميشن((ماشاالله یادتون نره))
*از دوستای عزیزم برای راهنماییشون ممنون/همچنین لطفی که به یزدان داشتند*
(خدایا شکرت)