تبليغاتX
ني ني ناز و مامان باباش
ني ني ناز و مامان باباش
من یک مادرم.مادرانه زندگی میکنم تا شاهد قد کشیدن مرد کوچک خانه ما باشم.من مادر بودنم را زندگی میکنم
جستجو
پيوندها



































































































طبق گفته دكتر يزدان:

آخرين بررسي هاي انجام شده در منابع علمي دنيا،استفاده از روروئك را بايد به حداقل زمان در روز (آن هم بعد از 8 ماهگي )طوري كه بچه كاملا نشستن را يادگرفته باشد)استفاده كرد.استفاده نكردن آن بهترين حالت است،چراكه در صورت استفاده از روروئك خطرات احتمالي زير شايع است

1) پرانتزي شدن پا بعداز 2 سالكي.

2) ظاهر شدن دردهاي نامتناوب در سن 4-5 سالگي.

3) سست شدن عضلات بالا تنه به علت عدم يادگيري چهاردست و پا رفتن و سينه خيز.

4) ظاهر شدن دردهاي عضلاني در بالاتنه(در دوران كودكي و بزرگسالي).

 

همچنين قطره هاي اهن مخلوط با مولتي ويتامين (مانند قطره ميم )به علت كمبود مقدار آهن استاندارد بهتر است استفاده نشود.

استانداردترين قطره جايگزين ايراني قطره پدياويت (حاوي مقدار آهن استاندارد)است.

 

نكنته ديگري كه بايد گفت اين است كه:

نوزاداني كه رشد سريع وزني (در صورت تغذيه با شير مادر)حتما از شربت زينك سولفات كنار ساير قطره ها استفاده شود.چون اين قطره از عوارض استخواني در سنين بالا جلوگيري مي كند.

 

در مورد قطره فلج اطفال كه سوال خواهر شوهر من بود

دكتر يزدان گفت:

اگر قطره فلج اطفال 10 تا 15 دقيقه در داخل دهان بماند و به هر دليلي بيرون پس داده شود مشكل حادي ايجاد نمي كند،

اما اگر در دقايق اوليه توسط كودك بيرون ريخته شود

1)      اگر زودتر متوجه شديم سريع بايد  تكرار شود

2)      اگر در روزهاي آتي متوجه شديم كه قطره بيرون ريخته شده است (عمدا يا غير عمد)هيچگونه تكرار در دادن قطره نبايد صورت گيرد و طبق جدول زمانبندي نوبت بعدي بايد تكرار شود.

  

رشد يزدان هم كنترل شد که خیلی خوب بود (الحمدلله)- روروئك سواري از امشب به حداقل رسيد

در ضمن دستور غذایی هم گرفتیم که از پایان ۶ماهگی میتونم سوپ و پوره سیزیجات بهش بدم.

 "تسليت"

نازي عزيزم براي از دست دادن بزرگ  و مهربون خونه من و بقيه دوستانت را در غم خودت شريك بدون

 از خداوند براي تو صبر و بخشايش براي پدر بزرگوارت خواستارم.

 

 

ارسال شده در: پنجشنبه 30 آبان1387 :: 21:40 :: توسط : مامان يزدان

از وبلاگ"زايمان شيرين ترين سختي دنيا"لينكهاي مامان هاي باردار گذاشتم توي وبلاگ ني ني نازم.اميدوارم كه مديريت وبلاگ فوق دلخور نشه.

همچنين وبلاگهاي پرشين و بلاگفا رو از هم جدا كردم..اگه دوستاني ميبينن كه لينكشون پايين رفته از روي بي ادبي من حساب نكن..فقط خواستم دسترسي بهتري بهشون داشته باشم.

  ============

سی دی ترانه های کودکانه(صوتی) کسی سراغ داره.ممکنه با مشخصات کامل برامکامنت بذارید؟ 

============

اگه دیدید به روز شدم به خاطر این بود که یه پست کوچولو برای ماما بابام گذاشته بودم  بعد از اینکه خوندن من حذف کردم.

 

ارسال شده در: شنبه 25 آبان1387 :: 16:29 :: توسط : مامان يزدان

من با قطره آهن  خوردن یزدان مشکل دارم

کسی هست کمکم کنه؟؟؟

 

قطره آهن ایرانی/ خارجی/ حتی از هم جدا خریدیم اما متاسفانه فورا عکس العمل نشون میده و استفراغ میزنه.

حتی توی سرلاکشم ریختم فقط ۶ قطره اما باز هم بعد از خوردن ۳ قاشق امتناع کرد

دیشب  ۵قطره آهن (میم)+ ۳قطره آب شیرين شده + ۴قطره عرق نعنا يه معجون درست كردم به كمك بابايي خوشبختانه خورد البته با سلام و صلوات

*اما خداوكيلي خيلي بد مزه ست..طعم ماهي گنديده ميده توي دهن..بيچاره حق داره نخوره.

راهي هيت كه بشه هر 25 قطره را  با دل خوش به پسرم بدم؟؟

 

میلاد با سعادت هشتمین خورشید طلایی امامت آقا امام رضا(ع) مبارک.

یا امام رضا میدونی که خیلی دلم هواتو کرده..خیلی حرفها دارم..باید یزدانمو بیارم پابوست..خیلی خیلی خیلی دوستت دارم..ماما بابام تا چند روز دیگه مهمون حرمت هستن.

آقا به حرمت بزرگی نامت همه حاجتمندان رو حاجت روا کنآمین

 


زیر نویس ۱:از راهنمایی مامانای گل ممنونم . چند روزی هست که یزدان به همون روش یعنی معجون سحر آمیزقطره آهنشو میخوره..اما متوجه شدم که قطره آهن میم درصد آهنش کمه..تا زمان بعدی دکتر یزدان همین قطره ادامه میدم تا ببینم دکترش چی میگه.به نظر شما صبر کنم یا خودم قطره فروس سولفات اضافه کنم و چند قطره.(؟)

زیر نویس ۲:در مرود عکس هم که به روی چشم حتما میذارم..اگه آپلود بشه.

زیر نویس ۳:کلی حرف توی دلم انبار شده..اما واقعا فرصت نوشتن ندارم.

 

ارسال شده در: شنبه 18 آبان1387 :: 14:53 :: توسط : مامان يزدان

ننه سرما توي راهه ....... داره پيداش مي شه باز

رو سرش چتر سياهه ....... داره پيداش مي شه باز

 

ننه سرما با خودش ، برف و بارون مياره ............ همه جا ابري ميشه برف و بارون ميباره

دونه دونه برف مياد، ميشينه رو خونه ها ............ کفترها پر مي زنن، مي رن توي لونه ها

 

ننه سرما توي راهه ....... داره پيداش مي شه باز
رو سرش چتر سياهه ....... داره پيداش مي شه باز

 

سلام پاييزي به ني ني هاي نازنازي و ماماناي ناز

يك هفته هست كه ميخوام وبلاگ يزدان به روز كنم اما دريغ از يك لحظه وقت خالي...

الان هم اگه يزدان بلند نشه مينويسم وگرنه ميمونه براي نيمه دوم

خب...1  2  3  شروع

20 مهر بود كه يزدان اولين مسافرت را تجربه كرد.رفتيم خونه مادر جون و 10 روز بعد بابايي اومد و با هم رفتيم خونه بابابزرگ(خونه مامان باباي همسري).همونطور كه گفته بودم 2 آبان جشن نامزدي خواهر زاده همسري بود و من هم زودتر رفتم پيش مامانم كه هم راحت رفته باشيم و هم يزدان بيشتر پيش ماما بابام باشه و هم لباس بدوزم.(به علت كمبود وقت و ني ني دار بودن نشد كه لباس حاضري بخرم)ناگفته نمونه كه لباسم خيلي قشنگ شده بود وكلي تعريف و تمجيد شنيدم.مدتي كه پيش ماما بابام بوديم خيلي خوش گذشت..اكثر روزها با ماما ميرفتيم بيرون...يزدان هم از بيرون بدش نميومد...آخه پسرم كلي دوست دخمل پيدا كرده بود(ماماناي دخمل دار نشنيده بگيرن)غير ممكن بود بريم بيرون كسي يزدان ناز نده..تازه بعضي هاشون دنبالمون ميكردن...

بعداز 10 روز جدايي از مامان و بابام سخت بود ... طفلكي ها ساعت خوابشونو با خواب يزدان تنظيم كرده بودن...

 

يزدان پرواز کردنو از باباش ياد گرفته و پريدن را از مادرجونش

*پرواز=روي پاهاي بابايي سرپا ميمونه و دوتا دستاشو باز ميكنه طوري كه ميخواد پرواز كنه وخيز برميداره

*پريدن=روي پاهاي مامانم مينشست و مدام در جا ميپريد

 

مادر شوهر و پدر شوهرم و بقيه اعضا شامل خواهر شوهرها برادر شوهرها و بچه هاشون و...عاشق يزدان شده بودن..طوري كه براي بغل كردن يزدان دعواشون ميشد...

روز نامزدي هم نتونستم برم آرايشگاه.روز قبل موهامو سشوار كشيده بودم و مرتب رفتيم خونه مادرشوهر.(باز هم به علت كمبود وقت)آرايش و مدل دادن به موهام هم خودم انجام دادم.خودم كه خيلي راضي بودم ..بقيه هم همينطور.

قابل توجه مامانا ...

از شدت حواسپرتي و عجله بعداز ديدن مژه هاي خواهر عروس يادم اومد كه بنده ريمل نزده اممممم

                                                                                                                

خلاصه يزدان كلي محبوب شد و كلي هم كادو جمع كرد.

ساعت مراسم 8 شب بود كه بعد از آماده شدن(حدود 9)يزدان شير خواست ، من و بابايي مونديم تا يزدان شيرشو بخوره(حدود 9:30)آماده شديم ومنتظر آژانس ...آقا يزدان كت بابايي را مزين به پنير نمودند(آخر خوش تيپي شده بود بابايي)

بابايي و يزدان فقط 10 دقيقه در جشن بودند آخه يزدان از صداي زياد بلندگو ترسيده بود ..حالا خوش شانسي اينجا بود كه عروس همسايه خواهر شوهرم بود...بابايي و يزدان رفتن خونه خواهر شوهر ومن تنها پيش جاريم نشستم..خواننده به قدر قشنگ ميخوند كه بند بند استخونم داشت ميرقصيد..البته بيكار ننشستم و با همهشون رقصيدم(اولين جشني بود كه من در خوانواده همسري شركت ميكردم)

باز هم بنده كلي تعريف شنيدم.

تقريبا 1 ساعت در مراسم بودم تا اينكه يزدان از خواب بيدار شد و خداحافظي كردم و رفتم شيرشو دادم وبرگشتيم خونه مامانشوهر...

كلي از من و بابايي براي خوب بزرگ كردن يزدان تشكر كردن.

5 آبانبا آژانس برگشتيم خونه.

و

9 آبان يزدان سوار روروئك شد و يا به عبارتي ماشينشو عوض كرديم.

ديگه كرير جوابگوي يزدان نبود وخيلي خطرناك بود...

و

10آبان اولين غذاي كمكي(سرلاك برنجي)را پسرم مزه كرد

 

امروز يزدان بردم مركز بهداشت.

همونطور كه دكترش گفته بود(8آذر)يزدان ميتونه غذاي كمكي شروع كنه(حريره ها و فرني و يا سرلاك برنجي+قطره آهن)

البته دكترش وقتي گفت ترسيدم اما وقتي ديدم مركز بهداشت هم با دكتر يزدان هم عقيده ست نگرانيم برطرف شد.

بايد از يك قاشق شروع كنم تا به 10 قاشق برسونم.البته بايد بعداز شير مادر داده بشه .فعلا كه بايد ظهر ها بدم.

امروز هم كلي بهيارها با يزدان بازي كردن ونازش دادن.

وزن و قد و دور سرش رضايت بخش بود.

 

يزدان به عكس و آهنگ خيلي قشنگ عكس العمل نشون ميده

ملودي روروئكش كه ميشنوه دستاشو مياره بالا انگار ميخواد برقصه.

از دندون در آوردن هم فعلا خبري نست و فقط خارش و آبريزش داره.

بابايي دندوني رو خوب روي لثه هاي يزدان ميكشه و بيتابي يزدان برطرف ميشه

يزدان اتاقشو خيلي دوست داره ..هروقت ميبريمش توي اتاقش كلي با عروسكاش حرف مزنه.

30 ثانيه ميتونه بدن كمك بشينه

وقتي شير ميخوره دستشو مياره بالا كه من ببوسم...

الهي مامان فداي شيرينكاريهات بشه.

 راستی بووووووو بوووووووو هم میکنه

تازه بالن هم درست میکنه

خلاصه پسرم حسااااابي بزرگ شده     مامانيهاي دخمل دار خودشونو آماده كنن

 

"خداي من هزار بار شكرت"

 اضافه شده در ۱۲/۸/۸۷: ۶ ماه هست که خدا نظر لطفش را شامل حال من و بابایی کرده.۶ماه هست که با صدای خنده دسته گلم میخوابیم به امید صبح و خنده ایی دیگر

واجب است که روزی هزار بار شکر کنم و یادم نرود که این نعمت را به سادگی به دست نیاوردم.

هزاران بار شکر

ارسال شده در: یکشنبه 12 آبان1387 :: 14:13 :: توسط : مامان يزدان
سلام

ما از مسافرت برگشتیم.

به زودی به روز میشیم.

منتظر ما باشید

ارسال شده در: دوشنبه 6 آبان1387 :: 15:58 :: توسط : مامان يزدان
درباره وبلاگ
يزدان احديت عنايتي كرد و يزدان نازنين من در بيمارستان وليعصر تهران ساعت 8:15 صبح 12 خرداد 1387 بدنيا اومد. 14 مهر 86 بود كه فهميدم كه خدا بار ديگه لطفش شامل حال من و همسر عزيزم كرده وهچنين30 دي 86 بود كه فهميدم ني ني آسموني من يك پسره كاكل زريه.
من و همسرمهربانم عهد و پيوند آسمونيمونو در شهريور 83 بستيم و از خدا خواستيم تا براي هميشه حافظ عشقمان باشه.
اينجا از پسر نازنينم و زندگيم مينوسيم..تا هميشه يادم بمونه كه زندگي زيبايي و زشتي هاي خودشو داره.
(خدایا بر هرآنچه دادی و ندادی شکرت)





ghalebeweb.blogfa.com

Free counter and web stats