تبليغاتX
ني ني ناز و مامان باباش
ني ني ناز و مامان باباش
من یک مادرم.مادرانه زندگی میکنم تا شاهد قد کشیدن مرد کوچک خانه ما باشم.من مادر بودنم را زندگی میکنم
جستجو
پيوندها



































































































  "عكس حذف شد"

خبــــــــــر خــبــــــــــــــــر  خـــبــــــــــــــــــــــر

اينم عيدي يزدان به ماما بزرگ مهربونش بابا بزرگ عزيزش باباي فداكارش و دوستاي خوب مامانش.

اي خدا شكرت ،بزرگيت شكر ،كرمت شكر

 پسرم شب قبل از عيد غديرخيلي بيتابي ميكرد و خودشو به شونه من و بابايي ميكوبيد ما هم 8 قطره استامينوفن بهش داديم تا آروم بشه.

 ديروز بعد از حموم كردن پسرم طبق عادت،لثه يزدان نگاه كردم ديدم كه لثه پايين دندون سمت چپش شكاف برداشته.

 امروز هم موقع غذا دادن كاملا سفتي دندونشو روي قاشق احساس كردم.

واي خدا لحظه خيلي قشنگيه(خدا هيچكس رو از اين نعمت محروم نكنه)

پسر قشنگم امروز با اين تحولت  به سمت  تكامل ، آرزو ميكنم كه پله هاي ترقي را يكي پس از ديگري به راحتي طي كني و مارو با شكوفايي خودت شاد كني.

دوستت داريم و عاشقانه براي بهتر شدن آينده ات تلاش ميكنيم.

 

 *فورا به ماما بابام و همسرم خبر دادم و اونارو هم از اين اتفاق بزرگ خوشحال كردم.

  خدايا هزار بار شكرت

  الهی مامان فدای اون مرواریدهای جوونت بشه.

ایشالله دندون صدسالگیت عزیز مادر.

*از امشب مقدمات اش دندوني به راهه*

   پيشا پيش شب يلداتون مبارك.

عمرتون صد شب یلدا

دلتون قدر یه دنیا

توی این شبهای سرما

یادتون همیشه با ما

دل خوش باشه نصیبت

غم بمونه واسه فرد

 

ارسال شده در: پنجشنبه 28 آذر1387 :: 15:10 :: توسط : مامان يزدان
 "عكس حذف شد"

پسر قشنگم مدتي هست كه آقا (با تشدید)رو خيلي به كرات ادا ميكنه(تو گلویی) /انگشت پاشو ميمكه و روي سينه شنا ميره اما هنوز نميتونه سينه خيز بره/مزه سوپ گوشت گوسفند و مرغ را هم چشيده /پوره هاي نخودفرنگي،سيب،لوبیا، سبزهويج و سيب زميني را بهش دادم./چند روز هست كه خواب نيمروزي ش خيلي خيلي كم شده./همچنان بي دندونه/خيلي شيطون وباهوشه/تصوير اسكرين سيور(مايكروسافت)خيلي دوست داره و باهاش ارتباط برقرار ميكنه/رقص رنگهاي مدياپلير را خيلي دوست داره/شيفته تبليغات تلويزيون و كارتونه/باباشو خيلي دوست داره(از رفتارش كاملا واضحه)/توپ بازي كردن را دوست داره/اينه معشوقه بعدي ش هست/زماني كه گشنشه پشت سر هم م م م م تكرار ميكنه(حالا نميدونم منظورش شيره يا ماما)كمكش ميكنم تا بتونه بشينه /وقتي شير ميخوره بايد دستشو بذاره توي دهنم(خيلي وقته اينكارو ميكنه،حالا فكر كنين اگه ماتيك داشته باشم چه شكلي ميشم) و...و ...فعلا همينا يادمه اگه بازم يادم اومد اضافه ميكنم.

اضافه شده در ۱/دی/۸۷:دوست داره خودش ليوان آب بگيره-با دو دست کوچولوش ليوان بخوبی نگه ميداره-وقتي ميخوام پوشكشو عوض كنم فورا يا انگشت پاشو ميمكه يا به شكم قل ميخوره-لبه تختشو نگه میداره-کلا لبه مبل و ...دستش برسه محکم میچسبه-با دست چپش به میز محکم ضربه میزنه

*من همچنان عاشق هستم*

 با كمي تاخير عيد قربان مبارك.

چون تنها بوديم قربوني نكرديم.ايشالله سال بعد.

 ----------------------------------------------------------------------------------------------------------

خورشید چراغکی ز رخسار علیست / مه نقطه کوچکی ز پرگار علیست

هرکس که فرستد به محمد صلوات / همسایه دیوار به دیوار علیست

*عید غدیر مبارک*

 

 

ارسال شده در: سه شنبه 26 آذر1387 :: 9:53 :: توسط : مامان يزدان

پرشین بلاگ یه مسابقه گذاشته برای انتخاب بهترین وبلاگ کودکانه

وبلاگ های برگزیده در این بخش مربوط به کودکان و نوجوانان زیر 15 سال می باشد و شما میتوانید دوبار در نظرسنجی شرکت کنید و به وبلاگ های دوستان خود و همچنین به وبلاگ های بچه هایی که وبلاگشان توسط پدر و مادرشان به روز میشود رای دهید. برای شرکت در نظرسنجی به آدرس زیر مراجعه کنید . نتایج این نظرسنجی در جشن شب یلدای وبلاگستان اعلام میشود و جوایزی به رسم یادبود به نویسندگان این وبلاگ ها اعطا میشود.

 

http://persianweblog.ir/topblogs/kids-blogs.aspx

"وبلاگ پسر قشنگم يادتون نره

هرچند وبلاگ يزدان و دوستاش در هر شرايط براي من محترم و خوندني اند

--------------------------------------------------------------------------------------------

چقدر زشته كه سلام كني و جواب سلام نشنوي...



 ادامه مطلب...
ارسال شده در: چهارشنبه 20 آذر1387 :: 13:41 :: توسط : مامان يزدان

ای گل من

ای گل من

ای پسر خوشگل من
 عزیز ودردونه ی من
ای گل گلخونه ی من

تو پسر ناز منی
خوشگل وتن ناز منی

قربون خنده هات برم

فداي اون چشات بشم

تو پر پرواز منی

دل منو برده اون چشات

دلم اسیر خنده هات
عروسک قشنگ من

قربون اشک بی صدات

فداي اون ناز و ادات
همه ی دنیا یه طرف

يزدان  نازم یه طرف

  

مدتها بود كه ميخواستم چند كلمه ايي بنويسم اما نميشد...                                                                                     

حالا چند كلمه ايي...

 

پسر گلم ديروز شش ماه از عمر گرانبهايش را پشت سر گذاشت  و وارد هفت ماهگي شيرينش شد.

توي اين شش ماه من به اندازه تو كوچيك شدم و به اندازه خودم بزرگ.

با امدن تو من مادر شدم.

معني مادر بودن را درك كردن با تمام سختي ها و شاديهايش.

چقدر اين دنياي مادري دنياي بزرگ و قشنگي ست.

م:من

آ:آرامشم را

د:در

ر:روي ماه تو

يافتم

 

دنياي  من ثروت من ...همه در كف دستهاي كوچيك تو خلاصه ميشه يزدان كوچولوي من.

وقتي با همه بيخوابي ها(ي من) چشم باز ميكني و لبخندي از روي رضايت تحويلم ميدي سنگيني بار بيخوابي را از من برميداري .

وقتي روبروي اينه ميايستم خودم را در كنار مردي ميبينم كه هميشه تكيه گاه و مشوق من بوده و هست و حالا ..همبازي تو به خودم ميبالم.

دوست دارم اين جمله "من يك مادرم " را روزي هزار بار براي خودم تكرار كنم كه مبادا سختي هاي بچه داري دهان شكايت را باز كند.

چقدر ارامش بخش است وقتيكه دست در دست من نياز روزانه ات را برطرف ميكني.

وقتي صداي خنده تو و بابا گوش شيطان را كر ميكند من هم از روز قبل عاشقتر ميشم.

 

اعتراف ميكنم كه من دو بار عاشق شدم.

يكبار عاشق پدرت و يكبار عاشق تو.

و اين قشنگترين ست.

  

وقتي سر ميجنباني كه دنبال صداي مادر/پدر را بگيري من لذت ميبرم از اينكه مادر هستم.

وقتي با ناز و اداي من قهقه ميزني بيشتر از پيش عاشقت ميشم.

وقتي از درد لثه شبها كلافه ميشوي بارها ازيزدان الهي ميخواهم كه كاش دنداني از من كم و به تو هديه داده ميشد.

وقتي به اين فكر ميكنم كه روزي من را "مادر/مامان" خطاب خواهي كرد به خودم ميبالم كه مادر تو هستم.

وقتي ميبينم فرشته كوچولويي خونه كوچولوي مارو مثل بهشت روشن و پربركت كرده، هزاران بار خدارو شكر ميكنم.

وقتي ميبينم بابا براي ديدنت لحظه شماري ميكنه، لذت ميبرم.

وقتي ميبينم در هر شرايط تلاش ميكنه تا به نحو احسند بزرگ بشي من شاد از اينكه همسر مهربان و باگذشت من پدر توست

 

ميدونم تو مرد بزرگ ميشي.اينو همه به ما گفتند

از قديم گفتند :"بهشت زير پاي مادران ست" ... كاش منم لياقت اين جمله را داشته باشم

روزها و شبها ميگذرند و تو هم با من بزرگ ميشوي.

 

 براي همه نعمتهايي كه خداي مهربون به من و همسر عزيزم عنايت كرده بايد روزي هزار بار سجده شكر به جا بيارم.

خدايا ازت متشكرم.

 

"هميشه كه خواستم از خودم بنويسم حرف كم آوردم"

 

*پسرم بعد از واكسن كمي تب كرد –قطره استامينوفن را هر 4 ساعت ميدادم...با پاشويه و دماسنج تبشو كنترل ميكردم.الان هم حالش خوبه.پـــــــســـــــــــرم بــــــــــزرگ شــــــــــده

**براي يزدان گلم:عشق بهترين نغمه درموسيقي زندگي ست.انسان بدون عشق هرگز با همسرايي با شكوه بشريت همنوا نخواهد شد*

 ***مامان عزیزم دستت درد نکنه که پا به پای من بیدار بودی.

 **** از دوستای عزیزم ممنونم که جویای حال یزدان بودن

================================================

اضافه شده در ۱۸/آذر/۸۷

مامانم الان رفت.

داداشم اومد دنبالش.

من مامانم ميخوام...

جاش  خيلي خاليه.

ماماني خيلي دوستت دارم.خيلي....

دلم برات تنگ ميشه.

بميرم برات

 

ارسال شده در: چهارشنبه 13 آذر1387 :: 16:43 :: توسط : مامان يزدان

 

فردا يزدان قشنگم واكسن داره.پايان شش ماهگي.

عزيز مامان ميدونم خداي بزرگ كمكت ميكنه كه زياد درد نكشي.

دوستت دارم پسر قشنگم.

 

8 آبان ماما بابام از زيارت مشهد مقدس برگشتن و كلي سوغاتي براي من و بابايي و يزدان آوردن.البته براي يزدان خيلي سفارشي بود.

 

مامانم پيشمه كه كمكم باشه براي واكسن پسرم.

مامان مهربونم و باباي عزيزم ممنون از اينهمه فداكاري وگذشتتون براي بچه ها و نوه هاتون.به هيچ راهي نميتونيم محبت و فداكاريهاتونو جبران كنيم ، تنها ميتونيم هميشه دعاگوي شما باشيم و بهشت برين را براتون التماس كنيم.

 

دوستتون دارم و دستهاي مهربونتونو ميبوسم.

 

مامان من خيلي مهربونه.ميگم خيلي شايد حتي نتونين تصور كنين.حاضر خودش نخوره نپوشه نگرده اما بچه هاش در آسايش باشن و دلخوش.

مامانم (...حذف شد)  و بابام هم (...حذف شد) )

جفتشون 30 سال دوش به دوش هم كار كردن و  سختي كشيدن ..توي شهر غريب مارو بزرگ كردن به اميد اينكه پيريشونو با بچه هاشون باشن اما دريغ كه سرنوشت بچه هاشو ازشون دور كرد.

مامانم/بابام وقتي با يزدان بازي ميكنن توي چشاشون اشك جمع ميشه ، با حسرت نگاه ش ميكنن و ميگن:الان كه بايد دلمون با اين بچه ها خوش ميشد ..پر كشيدن و پيشمون نيستن.....

بعداز چند ثانيه سكوت دوباره ميگن:عيب نداره دلشون خوش باشه و مشكلي نداشته باشن...ما راضی هستیم به رضای خدا..

 

خدايا به بزرگيت قسم ماما بابامو به خودت سپردم.خودت حافظشون باش.

 

 

 

ارسال شده در: دوشنبه 11 آذر1387 :: 16:9 :: توسط : مامان يزدان
درباره وبلاگ
يزدان احديت عنايتي كرد و يزدان نازنين من در بيمارستان وليعصر تهران ساعت 8:15 صبح 12 خرداد 1387 بدنيا اومد. 14 مهر 86 بود كه فهميدم كه خدا بار ديگه لطفش شامل حال من و همسر عزيزم كرده وهچنين30 دي 86 بود كه فهميدم ني ني آسموني من يك پسره كاكل زريه.
من و همسرمهربانم عهد و پيوند آسمونيمونو در شهريور 83 بستيم و از خدا خواستيم تا براي هميشه حافظ عشقمان باشه.
اينجا از پسر نازنينم و زندگيم مينوسيم..تا هميشه يادم بمونه كه زندگي زيبايي و زشتي هاي خودشو داره.
(خدایا بر هرآنچه دادی و ندادی شکرت)





ghalebeweb.blogfa.com

Free counter and web stats