تبليغاتX
ني ني ناز و مامان باباش
ني ني ناز و مامان باباش
من یک مادرم.مادرانه زندگی میکنم تا شاهد قد کشیدن مرد کوچک خانه ما باشم.من مادر بودنم را زندگی میکنم
جستجو
پيوندها



































































































  • اكثر كارهاي خونه تكوني انجام شد
  • ماما بابا با يكي از دوستاي صميميم امروز ميان پيشم
  • چند روزي مهمون دارم
  • بعدش همراه ماما بابا ميرم بلكه نونوار بشم(خداكنه)
  • اگه يه روزي توي جاده شمال ماشيني ديدين كه بهش يدونه از اين كانكسا وصل تعجب نكنين ،،،اون منم
  • ممكنه اينقدر سرم شلوغ باشه كه نتونم بيام چيزي بنويسم،پس پيشاپيش چهارشنبه سوري و عيد خوشگلتون مبارك
  • ايشالله امسال به آرزوهاي پارسالتون كه جا مونده برسين
  • ايشالله همه ماماناي منتظر امسال لبشون خندان بشه
  • ايشالله دسته گلاتون هميشه سلامت باشن و سايه ماما بابام سرش
  • ايشالله به همه خواسته هاي مادي و معنويتون برسين
  • دسته گل من هم داره بزرگ ميشه
  • به قول زن داداشم:اين ما بزرگترها هستيم كه نميخواهيم باور كنيم كه فسقليمون داره بزرگ ميشه
  • دسته گل من عاشقانه باباشو دوست داره
  • جديدا "ماماما"و "بابابابا"و موقعي كه شير ميخواد ميگه "هممه"
  • نميتونم حتي تصور كنم روزي يزدان از من جدا بشه حتي براي فرستادن به مهدكودك
  • قبلنا كه ميگفتم زود زنش ميدم اما الان ميگم نخيـــــــــر..كي گفته ميخوام زنش بدم؟!!
  • خيلي خوبه كه خدا حوصله و صبر بچه داري با ما زنا / مادرا داده
  • چند روزي پيش همسري نيستم،خيلي دلم براش تنگ ميشه
  • چقدر دلم ميخواست الان كلي روبان دوزي كرده بودم
  • يا كلي تابلو نقاشي كرده بودم
  • يا خياطي بلد بودم
  • خداكنه مانتو خوبي گيرم بياد
  • راستي كلي لباس عيد براي پسرم خريديم(انگار باز به مشكل فيلتر مواجه شدم)
  • فعلا همين.ميبوسمتون.سال خوب و خوشي داشته باشين.

   ۸۷ و اولين هاي يزدان گلم      

۱۲/خرداد/۸۷    پسر نازنیم،همه وجودم بدنیا اومد
16/تير/87      يزدان ختنه شد
20/مهر/ 87    اولين مسافرت را وقتي متوجه اطراف ميشد تجربه كرد
9/آبان/ 87    يزدان سوار روروئك شد
10/آبان/87    اولين غذاي كمكي(سرلاك برنجي(را مزه كرد
12/آبان/87    وارد 6ماهگي شد
23/آبان/ 87    اولين غذاي كمكي (پوره سيب)
23/ابان/ 87    اولين قهقهع(شب بود)
ا/آذر/87        انگشتهاي پاشو پيدا كرد
14/آذر/ 87    از خوردن انشگتهاي پاش لذت برد
18/آذر 87    اولين سوپ(سوپ گوشت)به ميمنت عيد قربان
27/آذر/87    لثه پايين شكاف خورد
28/آذر/87    اولين دندون سمت چپ لثه پايين در اومد
30/آذر/87    با تسلط كامل به شكم موند
10/دي /87    متوجه شديم كه دوتا دندون بالا با هم در اومده
13/دي/87    اضافه كردم ماست به وعده غذا
14/دي/87    اولين زرده تخمه مرغ
20/دي/87    اضافه كردن عدس به سوپ
20/دي/87    اضافه كردن جوانه گندم
12/بهمن/87   پنجمين دندون هم در اومد(سومين دندون بالا،سمت چپ)
17/بهمن/87    دس دسي
18/بهمن/87    اولين سرماخوردگي
23/بهمن/87    قلقلي(مثل توپ قلقل ميخورد)
23/بهمن /87    2تا سينه خيز كوچولو به عقب
24/بهمن/87    كاملا با كمك ما تاتي ميكرد
8/اسفند/87    چند روز هست كه ماماما و بابابابا را تكرار ميكنه

 

ارسال شده در: شنبه 10 اسفند1387 :: 7:41 :: توسط : مامان يزدان
سلام مامان و دوست جوناي عزيز.
بي مقدمه ميرم سر اصل مطلب:
موهامو مش كردم،اما اصلا راضي نيستمCryOutLoud  .ميخوام موهامو رنگ كنم.براي اولين بار.
زمينه موهام مشكي مشكيه
اگه رنگ كنم مثل هاي لايت ميشه؟
چه رنگي بهتره و قشنگتر ميشه(عجالتا شماره و ماركش هم ممكنه بگيد/البته اگه ميدونيد(
بعد از رفتن پيش ماما ببينم چه بلايي ميتونم سر خودم بيارمTired028

*اینم بگم که رنگ موهای خودم-مشکی-خیلی سنمو زیاد میکنه(اینطور احساس میکنم)*

برگ گلم در حال ماست بازي..تمام خونه شد ماستي

ارسال شده در: شنبه 3 اسفند1387 :: 15:1 :: توسط : مامان يزدان
درباره وبلاگ
يزدان احديت عنايتي كرد و يزدان نازنين من در بيمارستان وليعصر تهران ساعت 8:15 صبح 12 خرداد 1387 بدنيا اومد. 14 مهر 86 بود كه فهميدم كه خدا بار ديگه لطفش شامل حال من و همسر عزيزم كرده وهچنين30 دي 86 بود كه فهميدم ني ني آسموني من يك پسره كاكل زريه.
من و همسرمهربانم عهد و پيوند آسمونيمونو در شهريور 83 بستيم و از خدا خواستيم تا براي هميشه حافظ عشقمان باشه.
اينجا از پسر نازنينم و زندگيم مينوسيم..تا هميشه يادم بمونه كه زندگي زيبايي و زشتي هاي خودشو داره.
(خدایا بر هرآنچه دادی و ندادی شکرت)





ghalebeweb.blogfa.com

Free counter and web stats