*سلام دوستاي عزيز و باوفا.ممنون از اين همه محبت و لطفي كه به من و يزدانم داشتيد.بالاخره من برگشتم خونه(2/ارديبهشت)اما نگيد چرا اينقدر دير!!پسر ناز من اين روزها به مراقبت بيشتري احتياج داره.
*پسر قشنگ من الان ديگه با تسلط و روان چهار دست و پا ميره
- از همه مهمتر راه ميره(با نظارت من و بابايي)/سر فرصت ماجراي راه رفتن يزدان تعريف ميكنم
- واژه هايي مثل ماما ، م م ،بابا،گ گ،گاگا،آگا،ني ني، نه نه،بووو، و اصوات شادي را خيلي دلربا ادا ميكنه.
- حركاتي مثل بيا بيا،باي باي،الهي شكر،دس دسي،سرسري،بوس فرستادن،بازي با لب و توليد صدا،فوت ،خودش از حالت دراز كش ميشينه و خيلي كارهاي ديگه كه نميدونم چه جوري به تصوير بكشم را انجام ميده
- كاملا ديگه اسباب بازي هاشو ميشناسه و به عنوان يك وسيله ارتباطي بهشون نگاه ميكنه.
- مكعب هاي رنگيشو ميشناسه،ماهي و ساعت و تابلو را در هر مكاني كه باشه با برگردوندن سرش نشونمون ميده.
- خيلي خوش اخلاق و با محبتته
- وقتي توي پارك بادي ش ميذارم راحت سرپا ميايسته
- اتاقشو خيلي خيلي دوست داره
- شكر خدا رشد قدي و وزني ش رضايت بخشه.
نكته مهم
روز شنبه براي چكاپ ماهانه يزدان رفتيم دكتر.،يزدان مدتي هست كه اصلا تخمه مرغ(زرده)نميخوره همچنين مدتي هست كه هر يك ساعت به يك ساعت از خواب(شب)بيدار ميشه و گاهگداري هم توي خواب ناله ميكنه.
اين 2 مورد را به دكترش گفتيم.در مورد سوال اول گفت كه موردي نداره ديگه از الان ميتونه غذاي خانواده (مثل كوكو سيب زميني و الويه)بخوره و در مورد سوال دوم كه خيلي مهم هست گفت اصولا بچه ها وقتي شروع به راه رفتن ميكنن چون تحركشون زياد ميشه ماهيچه هشون درد ميگيره براي برطرف شدن اين مشكل بايد حتما با حوله گرم و يا آب گرم ماساژ داده بشه كه خستگي و كوفتگي عضلات تسكين پيدا كنن.
اين مدتي كه پيش ماما بابا بودن خيلي زحمت يزدان و من را كشيدن..از هميجا از زحمتهاي بي وقفه اين دو فرشته مهربون تشكر ميكنم،همينطور از همسر عزيزم كه دوري يزدان را تحمل كرد.
*راستي مو هامو بعد از رفتن پيش ماما حسابي صفا دادم..اهم..رنگ كردم..قهوه ايي..بعد از تقريبا 1 ماه مشهاي زيرش مثل هاي لايت شده بود..خيلي خيلي خوش رنگ شده بود بعد از هر بار حموم رنگش قشنگتر ميشد.وقتي كه داشتم برميگشتم خونه دوباره رنگ كردم اينبار تلخ تر از قبل.
*وزنمم حسابي كم كردم..الان حتي 5 كيلو از قبل از بارداريم هم كمتر شدم..
*كلي خريد كردم و دلي از عذا در آوردم
خلاصه پسر من بزرگ ميشه و من مادر بودن را با يزدان كوچكم تجربه ميكنم.
ديگه چيزي به روز تولد دسته گلم نمونده،اما نميدونم چكار كنم براي تولدش..اينجا كه كسي ندارم دعوتشون كنم..شايد كيك كوچولويي بگيريم و بريم اتليه چندتا عكس بگيريم.
نميدونم كادو چي براش بخرم كه موندگار باشه"پيشنهادي اگه دارين خوشحال ميشم بدونم"
راستي وقتي پيش ماما بودم يزدانمو بردم اتليه و كلي عكس خيلي خيلي خيلي خوشگل ازش گرفتم..عكساش فوق العاده ان..اسكن ميكنم نشونتون ميدم..البته اگر يزدان بذاره
*نميدونم چه بلايي سر قالب قبلي آوردن
٫٫اینم اضافه کنم که برای تولد یزدان میخواستیم ماشین بخریم اما دیدم فضا برای بازی با ماشینش خیلی کمه و اصلا نمیتونه لذت بازیشو ببره..فعلا از این منصرف شدیم.